تبليغاتX
heriz hoviyat
magalat

شهردارهريس استيضاح شد

 

اخيرا"اقاي رحيم كريمي شهردارهريس ازسوي اعضاي شوراي اسلامي مورد استيضاح قرارگرفت . آقاي ايرج موسي آذررئيس شوراي اسلامي شهرهريس دراين رابطه گفت: از آنجايي كه درقانون وظايف شوراي اسلامي شهرها اصلي ترين وظيفه شورا نظارت بر حسن اجراي مصوبات وطرح هاي مصوب درامورشهرداري است لذا چنانچه عضويااعضايي از شوراي شهر برنحوه عملكرد شهردار اعتراض ياايرادي داشته باشند مي توانند باطرح سوال وياطرح استيضاح از شهردار جواب بخواهند. طرح سوال چندي قبل درجلسه اي انجام گرفت ولي طراحان سوال از پاسخ هاي شهردار قانع نشدند وكار به استيضاح كشيد .

 

آقاي رحيم جعفريان عضوشوراي اسلامي شهر هريس درگفتگويي كوتاه دراين زمينه گفت : مردم هريس انتظار گره گشايي درمشكلات وتوسعه درامور شهررادارند دراين راستا شورايي باتاثير گذاري اندك وشهرداري ناتوان وناكارآمد چندان جاذبه اي براي همراهي وحمايت درآنان باقي نمي گذارد. وي بااشاره به اينكه ريشه مهاجرت كساني كه ديار وزادگاه خودراحتي باچشماني گريان ترك مي كنند دربي توجهي به حقوق شهروندي آنهاست افزود:شايسته است شوراي اسلامي شهر باكنارگذاشتن شهردار فعلي وانتخاب شهرداري كاردان ؛ اصلح وشايسته گامي پيش نهند .باارائه طرحها ، برنامه ها وتصميمات مناسب ومعقول درخدمت رساني ورعايت حقوق شهروندي تلاش كنند ودرتوسعه آن بكوشند.متاسفانه آقای کریمی درایجاد ونگهداری فضای سبز کوچکترین توفیقی نداشته وفضای سبز موجود نیز درسایه بی توجهی ایشان ازبین رفته است . وقتی مردم شهر در رمضان امسال دربلوار مقابل جهادسازندگی به جای چمن روی خاک وخاشاک نشستند ما واقعا" شرمنده مردم شدیم.

آقاي جعفريان بااشاره به مقام ممتاز ومردمي شهرداري گفت : متاسفانه آفتي كه شخصيت شهردارهريس راتهديدمي كند بي توجهي به فلسفه وجودي اين مقام وارزش است. اگر درپاسخ به نيازهاي شهرازمردم بخواهيم كه دراين مدت چهارسال تصدي ،آقاي كريمي شهردارهريس موفق بوده است يانه جواب منفي خواهد بود. ازاين رو بسيار ضروري است دوستان شوراي اسلامي شهر هريس درباره ويراني شهرستان بخوبي بينديشند وبه دور از جناح بندي ، عصبيت، فزون طلبي ووامداربودن ؛به تعهد وقسم خويش عمل نموده وباانتخاب شهردار جديد ومقبول براي بهبود مسايل شهرداري اقدام نمايند .

اين عضو شوراي شهر به آقايان اكبر رجبي وجعفر عبدالرحيمي دوعضو ديگر شورا كه به بركناري شهردارهريس راي مخالف داده اند توصيه كرد دربستري از گفتگووعنايت به موازين ومعيارهايي كه صلاحيت يك شهردار را تعيين مي كند درفكر چاره انديشي وخدمات رساني باشند. اودرآخر درخصوص آقاي رحيم كريمي اظهار داشت: ازبابت خدمتي كه درشهرداري انجام داده است قدردانم وچون جوان هستند بايد عنايت كنند كه انسان گاهي به خاطر رسيدن به مقام، مسروروشاد مي شود وگاهي به خاطر ازدست دادنش ناراحت مي گردد.اما بايد خوشحالي انسان ازچيزي باشد كه درمقام مسئوليتش توشه اي براي آخرت به دست آورد وتاسف از اموري باشد كه اعمالش براي آخرت اوچيزي نداشته باشد.

آقاي صادق چاوشي ديگر عضو شورا نيز درگفتگويي درپاسخ به سوال گفت: متاسفانه آقاي رحيم كريمي نه تنها نتوانست درطول اين چهارسال مشروعيت مردمي به دست آورد بلكه مشروعيت شوراي اسلامي شهر هريس رانيز به زير سوال برد. استفاده شخصي ازاموال شهرداري ، عدم تعامل مناسب با شهروندان وادارات شهرستان، كيفيت نامطلوب پروژه هاي  عمراني وانجام بي موقع يا بد موقع آنها، عدول از مصوبات شورا وعدم توجه به آنها ، بي توجهي به مصالح كلي وكلان شهري درحوزه اقتصادي – اجتماعي ، عدم توجه به نيازهاي عمومي واولويت بندي آنها، علاقه به كارهاي نمايشي ، عدم توانايي درارائه بودجه ريزي، انتقال كسري بودجه به سمت كارهاي عمراني كه بالتبع نارضايتي عمومي رابه همراه داشته است از جمله مواردي است كه مشروعيت وتوانايي ايشان وبه تبع آن مشروعيت ومقبوليت شوراي اسلامي رازير سوال برده است .مساله ای که تا به امروز در افکار عمومی پنهان و نامشخص بوده ،پشت جبهه آقای کریمی است  ایشان تاکنون با حمایت دو نفر از اعضای شورا توانسته در سمت خود باقی بماند و گرنه در سال دوم اکثریت اعضای شورای اسلامی نظر به برکناری کریمی داشتند ولی بزرگترین مانع تحقق این امر حمایت دو عضو اقلیت شورا از کریمی بوده است . یکی از این دو نفر به خاطر دوستی دیرینه با کریمی  از وی حمایت کرده ، ولی نفر دیگر با استفاده از موضع ضعیف کریمی در این تقابل بیشتر نفع شخصی را مد نظر قرار داده است  ایشان میداند که اگر کریمی برود شهردار دیگر را نمی تواند همانند کریمی در اختیار گرفته و باجگیری نماید  . در سال دوم شورا که قرار بود کریمی را استیضاح کنیم شبانه مقابل خانه ایشان را جدول گذاری کردند  که حتی قسمتی از پروژه به خاطر تاریکی  اشتباه محاسبه داشت  واین آغازی شد بر باج گیری های بعدی توسط ایشان . لذا تصور اینکه ایشان از کریمی نا آگاهانه حمایت می کند تصور اشتباهی است.

آقاي چاوشي درادامه گفت: شهردارهريس تاكنون نتوانسته مجموعه تحت مديريت خودرايكدل ويكپارچه ومتحد نموده ودرخدمت شهروندان وعمران شهر قراردهد.تاکنون هیچ وقت به طور کامل از حسابهای شهرداری اطلاع رسانی صحیحی توسط شهردار به شورای اسلامی  ارائه نشده ومتاسفانه آقای شهردار آمار وعملکرد اغراق آمیز وغیر واقعی ارائه می کند وکیفیت پروژه ها از نظر مردم وشورا قابل قبول نیست .

آقاي چاوشي با اشاره به مساله كارخانه آسفالت كه جزو برنامه هاي زير ساختي وسرمايه گذاري شوراست گفت: درسال اول شروع به كار دوره سوم؛ شوراي اسلامي شهر هريس مصوبه اي داشت مبني بر احداث كارخانه آسفالت ، شهردارهريس پس از مدت ها عدم توجه به موضوع اعلام كرد كه من مي خواهم باشهرداري شهر مهربان مشتركا" كارخانه راراه اندازي كنم . پس ازمدتي گفت كه مي خواهد يك نفر بخش خصوصي از شهر مهربان هم شريك كارباشد كه اكثريت اعضاي شورا اين كار رابه مصلحت ندانستندومصوبه اي رابه تصويب رساندند كه اگر كار شراكتا"مي خواهد انجام گيرد با شهرداري هاي همجوار شهرستاني همانندزرنق ، كلوانق وبخشايش مي شود اين كاررا به انجام رساند. شهردارهريس بعد ازاين مصوبه كوچكترين قدمي برنداشت و250 ميليون تومان وام بلاعوض شهرداري هريس كه قراربود به خاطر اين مساله از سوي دولت به شهرداري هريس پرداخت شود راسوزاند.

آقاي رحيم كريمي شهردارهريس معتقد است كه دراين چهارسالي كه اوشهرداربوده حتي يك مورد هم مورد تشويق قرارنگرفته است درحالي كه به تنهايي مشكل ميدان وروردي شهرراحل نموده ؛ جنگ شادي به راه انداخته ؛ آسفالت ؛ جدول گذاري ؛ احداث جاده ؛ پوشش سيل بند به متراژ 500متر داشته است . او معتقداست هيچ كدام از مخالفين اودرهيچ پروژه افتتاح شده او حضور نيافته اند.

آقاي كريمي مي گويد: قانون مي گويد هرماه شهرداري حسابها را بايد به شورا گزارش كند قبلا" ارائه اين گزارش سه ماهه بود. نيرويي كه درشهرداري هريس هست حداقل نيروست . من با چهارنفركارمند كارمي كنم وكارها رااداره مي نمايم. بااين اوصاف طبيعي است كه گزارش راهرسه ماهه به شورابدهم. شهردارهريس درخصوص استفاده از ماشين دولتي به صورت شخصي نظر ديگري دارد. او مي گويد : من يك نيروي بومي هستم 24ساعته جوابگوي مردم مي باشم . چطور ساير روسا از ماشين دولتي استفاده مي كنند ومن نمي توانم ؟وچطور اعضايي كه باشهردارقبلي كار كرده اند حتي يك مورد هم ازاو كه ساكن تبريز بود نپرسيده اند كه چرا هرروز باماشين دولتي فاصله تبريز- هريس وبالعكس را طي ميكند. من دراين چهارسال 13هزار متر جدول گذاري داشته ام درحالي كه شهردار قبلي درمدت مشابه 2150مترجدول گذاري درسطح شهر داشته است.

آقاي كريمي درخصوص غير مرتبط بودن مدرك تحصيلي اش – كه معلم تاريخ است- با سمت شهرداري گفت: درسطح استان 57شهرداري مشغول به كاراست . چند درصد از شهرداران استان مدرك مرتبط باسمت خوددارند؟

كريمي براين باوراست كه قبل از او درمبلماان شهري هريس تنها چند صندلي وجودداشت اما اكنون درچند نقطه فضاي بازي و ست ورزشي فراهم شده خط كشي خيابانها ونصب چراغ راهنمايي ورانندگي به انجام رسيده وبا دويست ميليون تومان زمين براي احداث پارك تملك وخريداري گرديده است.آقاي اكبر رجبي كه موافق باشهردار هريس است درخصوص ميزان رضايت مندي مردم ازشهردارهريس پاسخ مي دهد: درصد ناچيزي از مردم هستند كه به خاطر گرفته شدن حق وحقوق شهرداري ؛ ازآقاي كريمي ناراضي اند. شهردارهريس درهر محله اي از وادي شهدا تا محله هنرستان زير سازي؛ جدول گذاري ؛ آسفالت وپازل گذاري داشته است. مضاف براينكه امراض شخصي وسياسي نيز در نارضايتي دخيل مي باشد. آقاي رجبي ادامه مي دهد بنده دودوره در شورا حضور داشته ام درهيچ دوره اي مثل دوره آقاي كريمي خدمات ارائه نشده است. درهمه جاي شهر دراين چهارسال كارانجام  گرفته است . كريمي به نحو شايسته واحسن هوادار مردم است ومن وظيفه دارم كه از زحمات ايشان به نوعي تقدير وتشكر كنم. آقاي اكبر رجبي  جناحي بودن  جانبداري از شهرداررا كاملا" ردمي كند وپيرامون كارخانه آسفالت اظهار مي دارد: برخي از اعضاي شورا چون خودراي هستند جلوي پيشرفت رامي گيرند. ازآنجاكه معدن شن وماسه درهريس وجودنداشت من و  آقاي عبدالرحيمي موافق باوجود كارخانه آسفالت درشهر مهربان بوديم زيرا درآنجا معدن؛ گاز وبرق وزمين موجودبود. همين اعضا هفت مصوبه دراين خصوص از تصويب گذراندند حتي باهزينه بيت المال به تهران هم رفتند اما دست آخر مانع كارشدند.

شايان ذكر است جلسه استيضاح شهردارهريس برگزارشد وبنا به گفته آقاي ايرج موسي آذر –رئيس شوراي اسلامي شهر هريس موافقين ومخالفين نكته نظرات خودرا مطرح وبيان نمودند ودرآخر راي گيري به عمل آمد كه موافقين بركناري شهردار به تعدادسه راي (آقايان: موسي آذر؛ جعفريان وچاوشي) و مخالفين بركناري شهرداربه تعداد دوراي (آقايان: رجبي وعبدالرحيمي) شدند.

گفتني است براي بركناري شهردار از پنج راي بايد چهار راي درمقام مخالفت با او باشد بدين ترتيب آقاي كريمي به عنوان شهردار هريس درمقام خود ابقا گرديد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم شهریور 1390ساعت 9:48  توسط moharramfarzaneh | 

محرم فرزانه

سرخاب اسیر نیست

سرخاب  خیلی بادل وجرات ظاهرشد واین آزادگی، گویای این نکته بود که روزنامه ای آزاد است واسیر نیست . وچنین شد که آشتی دوباره بنده با جراید صورت پذیرفت .

جنبه خاص استقلال وهویت منحصر به فرد سرخاب – دریک مقطع بسیار اندک – دیوار فاصله نخبگان با مطبوعات راکوتاه ساخت واز خبرسازی های بی اساس وروزمره گی دوری گزید.

این راهم نباید نادیده گرفت که متاسفانه درشمارگانی هرچند اندک ؛اغراض سیاسی آن هم به طور کاملا" یکجانبه خودرادرصفحات آن نشان داد .

 درشمارگانی از روزنامه ؛همانند سایر ایام، گیراترین وهیجان انگیز ترین بخش خبر به عنوان تیتر برگزیده شد لکن خواننده بعد از خواندن دنباله خبر رغبت وتمایل خود رااز دست داد . بدین معنی که سبک هرم وارونه وترتیب منطقی مابین مهمترین قسمت رویداد وکلیات وجزئیات خبر منقطع شده بود.

باهمه اینها هنوز هم می توان به سرخاب اعتماد داشت وبرای دست اندرکاران آن موفقیت روزافزون آرزو کرد.

هزار مانع اگر بود بر سرراهش

هزار شکر که مغلوب گشت وره طی شد

برای خاطر ملت وکسب بهروزی

درون ساغر "سرخاب" هم پر از می شد

منبع :شماره 1000 روزنامه سرخاب 13 / 9 / 1389صفحه 10

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آذر 1389ساعت 12:48  توسط moharramfarzaneh | 

مردي‌ كه‌ به‌ مرگ             ‌ جواب‌ رد داد!
گزارش‌ از: محرم‌ فرزانه‌
خبرنگار اطلاعات‌ هفتگي‌ در هريس‌
يكي‌ از هموطنانمان‌ در شهر هريس‌ از توابع‌ استان‌ آذربايجان‌ شرقي‌ از جمله‌ انسان‌هايي‌ است‌ كه‌ در مبارزه‌ با مرگ‌ به‌ پيروزي‌ رسيده‌ و شاهد حيات‌ را در آغوش‌ كشيده‌ و دوباره‌ به‌ زندگي‌ لبخند زده‌ است.
به‌راستي‌ از ديار هستي‌ رهسپار ديار نيستي‌ شدن‌ و دوباره‌ به‌ ديار هستي‌ بازگشتن‌ حكايت‌ جالبي‌ دارد كه‌ دانستن‌ ويژگي‌هاي‌ اين‌ رفت‌ و برگشت، از زبان‌ خود شخص‌ مسافر خواندني‌ است:
در روزهاي‌ پاياني‌ سال‌ 1383 خورشيدي، مردي‌ كه‌ به‌ سبب‌ عارضه‌ قلبي‌ فوت‌ كرده‌ بوده‌ بعد از 15 دقيقه‌ دوباره‌ به‌ زندگي‌ بازگشت‌ تا عيد نوروز را در كنار سفره‌ هفت‌ سين‌ و اعضاي‌ خانواده‌ خود بگذراند.
صفر آقابيگي، كشاورز ساكن‌ هريس‌ است‌ و حدود 25 سال‌ سابقه‌ كار در تهران‌ دارد و به‌ حرفه‌هايي‌ همچون‌ نقاشي‌ ساختمان‌ و نانوايي‌ در پايتخت‌ اشتغال‌ داشته‌ است. وي‌ بعد از بازگشت‌ به‌ هريس، از راه‌ كشاورزي، زندگي‌ خود را تامين‌ مي‌كرد تا اينكه...
سكته‌ قلبي
صفر آقابيگي‌ در زمينه‌ حادثه‌ فوت‌ خود، اظهار داشت: بطور معمول‌ مشغول‌ كارهاي‌ روزمره‌ بودم‌ كه‌ ناگهان‌ در ناحيه‌ قفسه‌ سينه‌ درد نسبتاً شديدي‌ را احساس‌ كردم‌ و به‌ سختي‌ خود را به‌ درمانگاه‌ شماره‌ 2 هريس‌ رساندم.
پرسنل‌ درمانگاه‌ پس‌ از آزمايش‌ و گرفتن‌ نوار قلب‌ تشخيص‌ دادند كه‌ دچار سكته‌ قلبي‌ شده‌ام‌ و سريعاً من‌ را به‌ تبريز اعزام‌ كردند.
جدال‌ بين‌ مرگ‌ و زندگي‌
هنگام‌ انتقال‌ صفر آقابيگي‌ به‌ تبريز، قلب‌ وي‌ از كار افتاد و همه‌ علائم‌ حياتي‌ وي‌ از بين‌ رفت‌ و كادر پزشكي‌ پس‌ از ناكام‌ ماندن‌ براي‌ زنده‌ كردن‌ دوباره‌ وي، مجبور شدند كه‌ فوت‌ وي‌ را اعلام‌ كنند.
معجزه‌
هنگامي‌ كه‌ گواهي‌ فوت‌ صفر آقابيگي‌ صادر و جسد براي‌ انتقال‌ به‌ سردخانه‌ آماده‌ شد، اتفاق‌ عجيبي‌ رخ‌ داد و قلب‌ وي‌ آغاز به‌ تپيدن‌ كرد و گردش‌ خون‌ در بدن‌ صفر آقابيگي‌ به‌ جريان‌ افتاد و علائم‌ حيات‌ در بدن‌ وي‌ ظاهر شد.
بعد از سه سال‌
هم‌اكنون‌ سه‌ سال‌ از آن‌ روز مي‌گذرد و صفـــر آقابيــــگي‌ سرزنده‌ و شاداب‌ به‌ همراه‌ همسر خود در شهر هريس‌ آذربايجان‌ شرقي‌ زندگي‌ مي‌كند و به‌ كارهاي‌ روزمره‌ خود مشغول‌ است. ناگفته‌ نماند كه‌ به‌ دستور پزشك، صفر آقابيگي‌ اجازه‌ رفتن‌ به‌ كشتزار و انجام‌ كارهاي‌ كشاورزي‌ را ندارد.
دوران‌ درمان‌
صفر آقابيگي‌ به‌ مدت‌ 14 روز در بيمارستان‌ شهيد دكتر لواساني‌ تهران‌ زيرنظر دكتر مجيد دهقاني، متخصص‌ قلب‌ و عروق‌ بوده‌ است، اما از وضعيت‌ بيمارستان‌ شهيد مدني‌ تبريز كه‌ در آن‌ توجه‌ كافي‌ نسبت‌ به‌ معالجه‌ وي‌ نشده، گلايه‌ دارد.
درآمد زندگي‌
وي در زمينه‌ امرارمعاش‌ خود گفت: دو قطعه‌ زمين‌ كشاورزي‌ براي‌ كاشت‌ گندم‌ و يونجه‌ دراختيار داشتم‌ كه‌ بر روي‌ آن‌ مشغول‌ كار كشاورزي‌ بودم، اما بعد از بيماري، آنها را به‌ برادرم‌ سپردم‌ كه‌ در سود حاصله‌ از آن‌ شريك‌ هستم‌ و به‌ غير از اين‌ ديگر هيچ‌ منبع‌ درآمد ديگري‌ ندارم.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم دی 1388ساعت 13:5  توسط moharramfarzaneh | 

مقبره شیخ حیدر

محرم فرزانه

 

یکی ازآثار تاریخی وجاذبه های گردشگری مشگین شهر مقبره شیخ حیدر است که درمرکز شهر واقع می باشد . هم اکنون این مقبره برج مانند ، دردست تعمیر است ودرکنارش مصلای شهر درحال احداث می باشد .شیخ  حیدر پدرشاه اسماعیل اول است .

قدمت بنا

برخی از مورخین وباستان شناسان سال 915هجری قمری راسال بنای مقبره می دانند یعنی اوایل قرن دهم هجری.

ولی درسویی دیگر « بنالد وبلبر» این مقبره استوانه ای راازآثار قرن هفتم وهشتم هجری قمری داسته است . دلیل صحت این نظریه ریشه درنوع مقرنس کاری کتیبه های کوفی دارد.

 گزین گویه هایی درباره مقبره

به نظر می رسد که درباره این اثر تاریخی کم کا رشده وکمتر به آن پرداخته شده است اما درآن حد واندازه ای هم که مورخین و باستان شناسان قلمفرسایی کرده اند نکات قابل توجهی وجود دارد که گزیده ای از آنها رامی خوانیم :

این بنا به صورت برج بلندی به ارتفاع 18 متر وبه قطر 5/10 متر به صورت استوانه ای است که در چهار سوی آن نمای درگاه مانندی با تز یینات مقعلی تعبیه شده و ورودی اصلی فوقانی را در جبهه باختری قرار داده اند، سرداب آن زیر برج قرار دارد و دارای یک در ورودی در شمال برج است .

مدفن شیخ حیدر در منتهی الیه سردابه قرار گرفته است پلان داخل برج یا اتاق فوقانی به شکل 12 ضلعی منظمی است که هر ضلع آن 20/2 متر است وبه علت شیارهای سراسری در سطح داخلی برج بنا بلندتر ساخته شده است و ارتفاع بیشتری دارد.

بقعه شیخ حیدر از خارج با کاشی های فیروزه ای رنگ آیات سوره فتح و همچنین لفظ جلاله الله در اشکال مختلف و با خطوط کوفی مزین شده است .

درِورودی وسه پنجره آن با مقرنس کاری گچی وکاشی تزیین شده است وقاب محرابی شکل برهمه جای بنا دیده می شود .

 در دوسوی درورودی ، دوگل پرو دوقطعه سنگ رسوبی کرم رنگ به ابعاد 80*70سانتی متر کنده کاری شده که به دوره پیش ازصفویه منسوب است .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 9:14  توسط moharramfarzaneh | 

 

منار جنبان ؛ نگین گردشگری اصفهان

محرم فرزانه

در همین ابتدا برای اینکه بدانید منار جنبان چقدر از اهمیت والایی بر خوردار است کافی است چند جمله ای از کتاب« اصفهان ؛این همه هست، این همه نیست »را بخوانید :

شهرت بنا به دلیل نوسانی است که هنگام تکان دادن یکی از مناره ها در ساز های بنا ایجاد می شود در واقع با تکان دادن مناره، مناره به نوسان در می آید و هم زمان با آن مناره ی دیگر و در نتیجه کل ساختمان به نوسان می افتد .

یکی از دلایل این نوسان را می توان در سازه ی مناره جستجو کرد و می توان بیان کرد که مناره ها را به گونه ای ساخته اند تا مقاومت لازم را در برابر بار گذاری جنبشی ناشی از تکان دادن مناره داشته باشند. وجود دو درز که بین ساقه هر مناره و پشت بام قرار دارد ودر هر جهت برابر 3 سانتی متر است باعث می گردند تا هر مناره بتواند به آسانی نوسان کرده و ضربه ی خود را بر کل سازه ی آرامگاه وارد نماید» .

از امتیازات دیگر منار جنبان آن است که اصفهان 17 مناره تاریخی دارد حتی مناره ساربان بلند ترین آنهاست اما هیچکدام نتوانسته اند به اندازه منار جنبان با اقبال عمومی مواجه شوند . کتاب "اصفهان " نوشته آکسا نا بهشتی« تمایز عمده این بنا و جذابیت آن نز د عموم» را در جنبش مناره ها می داند . مناره علی ، چهل دختران ، دار الضیافه ، مناره های در دشت و مناره باغ قوشخانه (توقچی ) مناره های دیگر اصفهان اند .

راز معماری

در کنار قبر «عبد الله گار لادانی » تابلویی ،پرده از معماری اسرار آمیز این بنا بر میدارد : «منطقی ترین علتی که برای تکان خوردن مناره ها وجود دارد پدیده فیزیکی تشدید یا پدیده دو پلر است . چون مناره ها سبک معماری مشابهی دارند تکان خوردن یکی روی دیگری اثر می گذارد ».

این استد لال در دانشنامه مجازی "و یکی پد یا "نیز مذکور است .

آرامگاه شیخ عبدالله

گویا « عبدالله گار لادانی » عارف بزرگی بوده است که برفراز مقبره او منار جنبان را بنا نهاده اند .

بر سنگ قبر « عمو عبد الله » صو فی عارف ، سال وفات : 716 هجری حک شده است .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 9:13  توسط moharramfarzaneh | 

خواجه محمد خوشنام ، بزرگ ِ صوفیان آذربایجان

محرم فرزانه

درفاسله 50کیلومتری جنوب غربی هریس و15کیلومتری شمال شرقی تبریز شهری قراردارد که نامش برگرفته از « خواجه محمد خوشنام » می باشد . این شهر که یکی از پنج نقطه شهری شهرستان هریس است نام «خواجه» رابرتارک خود باافتخار نشانده است .

خواجه محمد خوشنام دراین شهر آرمیده وآرامگاهی زیبا دارد.

صاحب این قلم درکتاب « شهرستان هریس وجلوه های طبیعی ، اجتماعی  وهنری آن » درباره این صوفی بزرگ نکاتی را آورده است .

 اما به تازه گی اثری گرانسنگ  باعنوان « خواجه محمد خوشنام – صاحب کشف والهام » به بازار آمده که کتابی  است از محقق فرهیخته وگرانمایه  ، پژوهشگر سخت کوش استان آذربایجان شرقی جناب آقای حسین دوستی در110 صفحه.

اتفاقا" اولین کسی که قبر خواجه محمد خوشنام راشناسایی کرد همین آقای دوستی بود. ومانیز دراین قسمت به پاس قدردانی از اقدام ارزنده نامبرده به معرفی خواجه محمد خوشنام می پردازیم .

پدیدآورنده محترم کتاب ِ « خواجه محمد خوشنام – صاحب کشف والهام » این شخصیت کم نظیر راچنین می شناساند:

هزار سال پیش ، باسکونت « خواجه محمد خوشنام » دراین دیار ، کانون علم وعرفان ومهد ادب و هنر درشهر« خواجه» به وجود آمد . ازهمان ایام ، چراغ علم واندیشه دراین سرزمین نورافشانی کرد وطالبان معرفت واندیشه ورزان از نقاط مختلف به این کانون علمی روی آوردند .

عارفان وعالمان متعددی از محضر پرفیض اوعلم وعرفان آموختند . ازجمله : فقیه زاهد معین الدین محمد- ازفقهای بزرگ تبریز- ، بابا نعمت شادبادی ونوه اش بابا احمد شادبادی که آن چنان  مقام علمی وعرفانی عظیمی داشت که شیخ اویس ایلکانی – ازپادشاهان آل جلایر- وصیت کرد تا بعد از مرگ ، زیر پای بابااحمد دفن شود !.

دکتر صمد موحد ، عرفان پژوه برجسته درکتاب « شیخ محمود شبستری » درزیر نویس صفحه پانزده مطلبی دارد که عظمت مقام « خواجه محمد خوشنام » رادرعرفان وتصوف ایران ، برجسته تر نشان می دهد :

« تصوف آذربایجان – مخصوصا" ناحیه تبریز – از اواسط قرن سوم هجری بوسیله شیخ ابواسحق ابراهیم بن یحیی جوینانی که مقدّم مشایخ تبریزومرید سلطان العارفین ابو یزید بسطامی بوده پامی گیرد ودرقرن پنجم به همت خواجه محمد خوشنام از مریدان اخی فرج زنجانی راه فتوت می سپرد.

همچنین سلسله ارادت باباحسن ولی سرخابی که خود مقتدای هفتاد بابا، ازبزرگان اولیاء تبریز بود، به خواجه محمد خوشنام می رسد. ونیز، سلسله ارادت ونسبت خرقه خواجه محمد کُجُجانی از شخصیت های نادر وممتاز وپر نفوذ تصوف آذربایجان درنیمه قرن هفتم ، به خواجه خوشنام می رسد .

 کرامتی ازخواجه

درکتاب « روضات الجنان» درروضه ششم نقل شده است : سیادت پناه ، امیر عبدالمحسن باریجی که فرمود:  در« تذکره خواجه » مرقوم  ومسطور است که : بابا نعمت شادبادی رحمه الله که ازمریدان حضرت خواجه بوده ، پسرزاده (نوه) خود را که بابا احمد شادبادی است دروقت کودکی درزمستان سردی به خدمت خواجه می برده ، مقداری آرد برگاوی بارکرده وبابا احمد رابر بالای آن نشانده ، متوجه آن مقصد معتقدان گشته ، چون به رودخانه « سرابرود» که میانه قریه « شادباد » وقریه خواجه خوشنام واقع است رسیده ، آن رودخانه یخ بسته بوده ومردم ازروی یخ عبور می کرده اند .

بابانعمت نیز ازروی رودخانه یخ بسته عبور می کرد. چون به میان رودخانه رسید ، یخ شکسته ، گاو وبار وبچه به زیر یخ رفته وناپدید شدند . بابانعمت ازروی اضطرار واضطراب ، متوجه باطن حضرت خواجه شده واستغاثه تمام نمود. سرانجام چون نتوانسته گمشده هارااز زیر یخ بیرون بکشد وپیداکند، تصمیم گرفته به خدمت خواجه رسد. چون به زاویه خواجه رسیده، دردالان زاویه حضرت خواجه ، گاو خودرادیده ، باخود اندیشیده که شاید شبیه گاوِ خودش می باشد.

پیشتر که آمده ، جوالهای آرد رانیز دردالان مشاهده می کند . چون به خدمت خواجه محمد خوشنام رسیده دیده که حضرت خواجه درکنار تنور نشسته اند وبابااحمد (نوه بابانعمت) راپیش خود نشانده اند . بابانعمت به دست وپای خواجه افتاده ونیازمندی بسیار می نماید .

طبیبا ن  فصیحیم ، که شاگرد مسیحیم

بسی مرده گرفتیم ، دراوروح دمیدیم

« مولوی»

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 9:9  توسط moharramfarzaneh | 

پرواز برفراز آسمان آسمان ها : فلک الافلاک

محرم فرزانه

فلک الافلاک فلکه نهم است محیط بر همه فلک ها. سپهرسپهران است وآسمان آسمان ها. فلک الافلاک نامی است که به روایت کتاب جغرافیای لرستان به دستورمحمدعلی میرزا فرزند ارشد فتحعلیشاه وحاکم دست نشانده وی برلرستان درسال 1222ه . ق برقلعه خرم آبادنهاده شده است. درادوار مختلف این قلعه رابانام های دیگری همانند: قلعه خرماباد، دژ شاپورخاست، قلعه سفید ، دژسیاه ودژ سلاسل خوانده اند . گذشتگان ِ خرم آباد برآن نام «قلا» می دهند وبرخی ازشهروندان آن رادوازده برج می خوانند این نامگذاری علتی دارد . 12برج گرداگرد قلعه علت آن است.

ازاین میان نام « شاپورخاست» قدیمی تراست ودرمنابع می توان آن را پیداکرد. اما درهیچ یک از منابع نمی توان به سند یامدرکی دست یافت که برتاریخ ساخت قلعه اشاره داشته باشد اما شواهد قدمت فلک الافلاک رابه دوره ساسانی می رساند.

مختصات

بااحتساب ارتفاع دیوارهای بنا ازاطراف خود ،بربلندای تپه ای به ارتفاع 40متردرمرکز شهرخرم آباد ودستخوش تحولات ودگرگونی بوده است. آنچه درمعماری کنونی این قلعه به چشم می خورد الحاقاتی است که درفاصله های زمانی مختلف صورت پذیرفته ودردوره های تاریخی متعددتحولاتی به خود گرفته است . محوطه باستانی قلعه درحدود 120هزارمترمربع وسعت دارد ومحدوده داخلی قلعه 5300مترمربع مساحت دارد.

حیاط ها

فضای داخلی قلعه دارای دو حیاط است . حیاط اول جهتی شمالی – جنوبی دارد وابعادش 5/22*22مترمی باشد.ازهشت برج قلعه ، چهاربرج درپیرامون این حیاط یعنی 2برج درشمال وشمالغربی و2برج دیگر درجنوب وجنوب غربی دیده می شود.

حیاط مستطیلی شکل دوم درجهت شرقی – غربی طراحی شده و21*29مترابعاد دارد. وچهاربرج باقیمانده دراین حیاط به چشم می خورد.

ویژ گی های قلعه

اولا درب ورودی بنا درسمت شمال ودربدنه برج شمال غربی تعبیه گردیده و گریزگاه مخفی قلعه درضلع جنوبی وفضاهای زیر زمینی درضلع شمال وشرق قرار دارد. درزیر قلعه چشمه آب بزرگی جریان دارد که چشمه گلستان نام گرفته است که از دامنه شمالی تپه سرچشمه می گیرد . چاهی با عمق نزدیک 50متربادریچه روشنایی درحیاط اول گواهی می دهد که آب مورد نیاز قلعه ازآن تامین می شده است.

نوشته اند خزانه حکومتی خاندان بدر درقرن چهارم هجری ، مقرحکومتی اتابکان ووالیان دردوره صفویه تاقاجار وسرانجام پادگان نظامی وزندان سیاسی دردوران اول ودوم پهلوی ازمهمترین کاربری های قلعه درگذشته به شمار می آید.

ارتفاع بلندترین دیوار تاسطح تپه 5/22متروپلان بنا به صورت هشت ضلعی نامنظم است .

اگرروزی گذرتان به خرم آباد افتاد وبی اختیار به درون این قلعه تاریخی کشانده شدید واز فرم های زیبا وماهرانه سردرها وطاق ها واطراف پنجره ها وچینه ها لذت بردید درموزه مردم شناسی صفا خواهید یافت . پس دراین مجموعه جذاب که یکی از غنی ترین موزه های مردم شناسی کشور است فکرتان رابسپارید به : گالری عکس ، سالن عروسی، عکس های قاجار، سالن مشاغل وظروف، سالن سوگواری، بافته های بومی ، سالن عشایر ، سالن موسیقی ، سالن شکار وسالن نان .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 12:35  توسط moharramfarzaneh | 

مرگ چنين خواجه نه كاري است خرد

درخاموشي چراغ عمر استاد سيد جمال ترابي طباطبايي

محرم فرزانه

 

درسالروز شهادت امام جعفرصادق كه سالگشت به خاك سپاري شاعر عزيز "ناصرمهرابي" هم هست بانوشتن خودم راسرگرم مي كنم تابدين وسيله غم فراق ازدلم كاسته شود. روز چهارشنبه است وعقربه هاي ساعت به 23:10دقيقه مي رسد .دخترانم كه هنوز بيدارند به ناگاه صداي حسرت بلند مي كنند وبه كتابخانه شخصي ام سرازير مي گردند:« بابا! بابا! استاد ترابي رفت!». آنان هم خاطرات خوشي از استاد به ياد دارند . خبرتكان دهنده است . ازجاي برمي خيزم به پذيرايي مي روم بچه ها خبراستاني رامنبع خود ذكرمي كنند . درست هم هست تصويري ازاستاد برصفحه تلويزيون نقش بسته است ونوشته اي رفتن " پدرسكه شناسي شناسي ايران" رامي رساند . تاساعاتي خواب به چشمانم نمي نشيند زيرا دركناراين رويداد ملال انگيز ؛ چند روزي است كه از حافظه ام نكته اي پاك شده است . قصد داشتم آن رابر« نوشتن هاي روزانه» ام بيفزايم  ولي هرچه بيشتر فكر مي كنم آن رابه خاطر نمي آورم . بااين دغدغه ها شب از نيمه گذشت و  نمي دانم درچه ساعتي به خواب فرورفتم . دقايقي مانده به اذان صبح روز پنجشنبه؛ چشم گشودم . بلافاصله به ذهنم خطوركرد كه هرطور شده بايستي درتشييع جنازه استاد ترابي طباطبايي حضوريابم . سراز بالش برنداشته ، گم شده خويش رابه طور ناگهاني يافتم :« بزرگترين خسارتي كه درزندگي ديده ام، زماني به من تحميل شد كه از زبان استاد ترابي شنيدم درانزواي اتاق ؛ عمرراسر مي كند ونمي تواند به كوه ودشت برود » . اين سخن تلخ احتمالا پنج سال پيش به من گفته شد . ازآن لحظه پي بردم كه چقدر بد شانسم.

«چه كند كز پي دوران نرود چون پرگار

هركه دردايره گردش ايام افتاد »

 پي بردم كه چقدر مي توانستم ازاستاد بهره ببرم وديگر نمي توانم . اين محروميت داغ حسرتي بردلم شد . تا حدي كه هرگاه به ديدار استاد درمنزلش مي رفتم تاسف مي خوردم وآه ازنهادم برمي خاست . چند بار آن بزرگ مرد متوجه اين ناراحتي گرديد اما نه اوبه روي خود آورد ونه من بااودرميان گذاشتم .

ببينيد بعد ازچها ر – پنج روز چگونه ودرچه موقعيتي گمشده وفراموش شده ام رايافتم ؟!

چهره ا ي ماندگار

استاد سيد جمال ترابي طباطبايي بركشور ما سرمايه بود . نبودنش ، نداشتن هاي بسياري متوجه جامعه مي كند.

« اي جهان برمرگ اين فرزند مي شايد ترا

        خاك اگر برسر فشاني ورگريبان بردري»

ازاين به بعد جوانان به « سفينه نامه» پناه ببرند. ارزش تبريز رادر« تاريخ به روايت سكه وضمايم» جستجو نمايند . با« آثارباستاني سراب » انس گيرند . با« كليبر» دوشادوش بابك برظالمان بشورند . در« سكه هاي ماشيني ايران » پنجره اي به تاريخ داشته باشند .

مردم ؛« سكه هاي اسلامي ايران » را راهگشاي حقايق گذشته هاي دورونزديك بدانند. تاريخ فراموش شده رادر« آثارباستاني اهر » به چنگ آورند.

پنجشنبه اي بي جمال !

روز 23مهر 1388روز نامهرباني شد. وقتي دروادي رحمت تابوت محقق ؛پژوهشگر ومورخ توانمند معاصر راملاحظه كردم باخود گفتم استاد مانمي ميرد:

كه مرد فحل(نيك دانا) به گوراندرون نه مرده بود

ومردجهل ابرتخت بربود ؛ مردار

نماز ميت اقامه شد وجهت حمل ؛ من هم به زير تابوت رفتم درحالي كه مضمون بيتي رادرذهن خود مرور مي كردم كه دركتاب « ثمرات الاوراق » ازماخذي آمده است ودرمرثيه نقيب الاشراف بوده:

لَاَتوه اعناقُ الرجالُ بحمله                     يكفي الذي حملوه من نعمائه

« هرآينه ؛ مرداني آمده اند كه اورا روي شانه هاي خود حمل كنند . حال آْنكه همانهايي كه هميشه ازخيرات وبركات وجوداو برخوردار بودند براي حمل اوكافي هستند».

اما مگر ازخيرات وبركات وجودنازنين اين برگزيده عصرحاضر ؛ تنها جمع حضوريافته درقطعه هنرمندان وادي رحمت نصيبي داشته اند ؟ هرگز! ايران سرافراز مديون قلم وقدم مرد بزرگ آذربايجان است . ثمره عمر 84 ساله استاد اين قدر عظمت دارد كه كل تاريخ در برابر او كم مي آورد. اين جماعت راچه شده است؟... درجوار رحمت حق آسوده باد!

رحمه الله عليه رحمه واسعه .

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 12:33  توسط moharramfarzaneh | 

زیویه ، طنین تاریخ ریشه داردرگوش روزگار         نوشته :محرم فرزانه

دربیست ودوکیلومتری جاده ی سقزبه سنندج، شهرصاحب مرکزدهستانی به همین نام قراردارد. مسیری آسفالته ومنشعب ازاین راه اصلی، درسمت چپ ازکناره ی روستاهای خانقاه، تیزآباد، دشت لگزی، روستای لگزی، قلعه کهنه، چاغرلو، یاپیشقان، وقره نوگذشته ومسافررابه سه راهی ای می رساند که ازآنجا ، سه کیلومتر- درسمت راست-  با زیویه وبیست وهفت کیلومتر- به طورمستقیم- بایکی ازغارهای مشهوردست کن ایران یعنی "غارکرفتو" فاصله است. اینجادرجنوب شرقی سقزودرمیان روستاهای قبلانتو، عبدالمومن، یورقل وزیویه ، تپه ای باستانی که یکی ازمراکز مهم مادهابوده روح ناآرام انسان راآرام می سازد وذهن رالبریز ازکنجکاوی می کند. خاک کردستان گرچه جان هرمیهمانی راجلا می بخشد ومردم  اصیل، پرتلاش ، صبورومیهمان نواز کرددرهرنقطه ازاین استان بااخلاق ومنشی ستوده ، خستگی راه راازدل وجان هرگردشگری می زدایند اما حتم دارم سوای ازاین مزایا، اکثر سیاحانی که به استان کردستان  وارد می شوند به سراغ تپه زیویه هم می آیند تااین گنجینه ی سحرانگیز ومفتون کننده راازنزدیک ببینند. دردامنه ی قلعه ی زیویه ، قناتی جاری است ودرپای آن درختان مثمر، موجاموج بادها تکان می خورندو یکی درکام میهمان می غلتد وشیرینی زندگی رادرقالب آیینه ی زمان رقم می زند ودیگری باشاخه های بارورفروافتاده اش نوازشگری می کند. وهیاهوی روزمره ی اجتماعی درگستره ی آن رنگ می بازد. آن یکی لطیف است واین یکی سرسبزومعطر. بااشتیاقی خاص، به فراخوان تپه  لبیک می گوییم. این تپه مارابه گذشته های دورمی برد غبارقرون متمادی نمی تواند به این سیروسلوک ماخدشه ای واردآورد. این سایت چنان منابعی دردست دارد وچنان زبان گویایی ازتجربه های فرهنگی وتاریخی برای بازگوکردن دارد که نمایاندن وگفتن نمونه ای واندکی ازآنها، اشتیاق شنیدن راصدچندان می کند. "گنج زیویه برای نخستین باردرسال 1947میلادی(1326) تصادفا توسط کشاورزان آن سامان کشف شد. این ناحیه درسده هفتم پیش ازمیلاد به دولت مانناییان تعلق داشته .دولت مانناهابامادهاعلیه آشوریان متحدشدواین دولت ازآشورشکست خورد. درسالهای 660ویا659پیش ازمیلاداین ناحیه توسط سکاهااشغال شدوبه ضمیمه خاک آنهابه سرزمین سکاهاافزوده گردید."[1]

"{با} کشف غارکرفتووگنجینه زیویه دراطراف سقز، تحقیق درباره کردستان ازجنبه ی افسانه سرایی خارج گردیدوبرفرضیات نادرست کسانی که شناخت کافی درباره ی کردستان نداشتند ویااینکه رعایت بی طرفی رانمی نمودند خط بطلان کشیده شد وبه اثبات رسیدکه کردهاآریایی وازنژادماد می باشندکه هزاران سال پیش درکردستان ساکن بوده اند."[2]

درزمان ایران باستان"هرحکومت درنزدیکی پایتختش (زیویه) داشته که محل خانواده سلطنتی وبزرگان وامرائ کشوری ولشکری- وشایدهم روحانیون طرازاول- بوده چنانکه درنزدیکی سقز، بانه، پاوه(اورامان)، سورداش(نزدیک سلیمانیه درخاک عراق)، زیویه وجوددارد."[3]

"انسان پس ازتحقیق وبررسی دراین زمینه به این نتیجه می رسد که گنج زیویه متعلق به یک نقطه وآثاری نیست که دریک غاری پنهان شده باشد یایک فرمانروای غارتگر آنرادرصخره ای پنهان یایک غاری رادریک صخره ایجاد واین آثاررادرآن جای داده باشد.همه این پزوهش ها ازیک واقعیت حکایت می کندکه این گنج مقبره یک فرمانروای سکایی است که براساس سنن سکاها وآداب ورسوم تدفین آنهابه خاک سپرده شده باشد. جسد این شخص مرده راباواکس پوشانده اند. اشیائ به دست آمده ازاین مقبره عمدتا ازفلزات گران بها می باشد. ازآن جمله است گردن بندوغلاف یک شمشیر، افزون براین یک صفحه فلزی به صورت سینه بندکه ازاصابت تیر به سینه جلوگیری می کند ونیز تعدادی صندلی ازقطعات بسیارزیبای عاج که بامهارت واستادی فوق العاده به هم چسبانده شده است . پاره ای زیورآلات که بی تردید زنانه هستندمانند چهارنشان ازطلاوبیست ویک نقره وپانزده نشان مفرغی وچهارپلاک طلایی وسی وهشت عددسیمین به دست آمده ، تعدادهفت نیزه نوکدار بیانگرآن است که محافظان نیزقربانی شده اند ظروف خوراکی وآشامیدنی ازجنس طلا ودرکنار آن ظرف هایی ازجنس سفال. محتوای گنج زیویه بیش ازآن است که نام برده شد. مهمترین قطعات هنری واشیایی وآثاری که ازگنج زیویه به دست افتاده است به قول کارشناسان اسنادواشیائ باستانی دارای مهرهنراورارتویی است."[4]

 



[1] - دکتراردشیرخدادایان ، تاریخ ایران باستان، انتشارات سخن، چاپ اول، 1383ص154

[2] -علی اکبروقایع نگارکردستانی ، حدیقه ناصریه ومرآت الظفر(جغرافیاوتاریخ کردستان)، بکوشش محمدریوف توکلی،چاپ دوم1384ص9

[3] -مصطفی کاوه ، مونوگرافی سقز، چاپ اول خرداد1370ص44

[4] - دکتراردشیر خدادایان ، پیشین ،تلخیصی ازصفحات166تا170

قلعه حووض لی ؛ دژی اعجاب انگیز          محرم فرزانه

موقعیت جغرافیایی

رشته کوه آتشفشانی خاموش سبلان (=ساوالان) درجهت شرقی – غربی تاکوههای قوشاداغ هریس باطول بیش از 60کیلومتر امتداد یافته است. تقریبا درمنتهی الیه غرب کوهستان سبلان روستایی است به نام "اسماعیل کندی " که تااین اواخر درخلوت وسکوت فصول مختلف خصوصا درفصل های پاییز وزمستان فرو می رفت .این روستا ازجنوب به روستاهای:" توپراق لی" و"جنگل" ، ازشمال غربی به روستای "قانقال لو" وازجنوب غربی به روستای "قوملی" محدودمی شود. اسماعیل کندی ازشهرهریس 16کیلومترفاصله دارد.

راههای ارتباطی

 بعدازشهرهریس با فاصله ده کیلومتری روستای تاریخی"خانقاه" قراردارد ازآنجایک جاده خاکی به "اینچه کندی" – سه راهی "یاغلی"(=سوناجی) می رسد. یک جاده خاکی دیگر که به تازه گی زده شده است ازخانقاه به ییلاق یاغلی منتهی می شود. کوهنوردان وطبیعت دوستان می توانند باطی 5/1کیلومتر جاده آسفالته خانقاه – هیق ازمحورزمینی هیق- اوکوزداغی خودرا به ییلاق آلان برسانند وازآنجا نیزاز طریق راه "آلان یوردی" درسه راهی"یاغلی " حضوریابند. ناگفته نماند که محورهای یادشده چنانچه پیداست درسه راهی "یاغلی " تلاقی پیدا می کنند. ازاین سه راهی می توان به طرف شرق راه رادرپیش گرفت وبعداز عبور ازروستای قوملی ورودخانه همیشه سیال وجاری وپرخروش شیرران وارد روستای اسماعیل کندی شد.

محوطه ای اعجاب انگیز

قلعه ای که قبل ازانقلاب درعرف واصطلاح محل بانام "قیزیل لی چشمه" یا"قوشاحووض لار" یا" میس لی قالاسی" شناخته می شد دودهه است که"حووض لی قالا" خوانده می شود. تپه های بلند سنگی بادیواره های شیب دار نزدیک به خط عمود بااولین نگاه انسان رابه دیرین ترین تمدن دیرپا رهنمون می گردند.قلعه حووض لی باوسعتی بیشتراز 15هکتار ازبخش های مسکونی ، گورستان، برجهای دیده بانی وارگ تشکیل شده ورازآلود درزیر خاک مدفون ویکی از بزرگترین وگسترده ترین قلعه های تاریخی آذربایجان است. به نظر می رسد که تنها راه ورود به قلعه درانتهای ضلع جنوب غربی قلعه درکنار رودخانه واقع بوده که راهرو کنده شده بر،یال سنگی کوه باپلکان 38پله ای موجود که درمعرض فرسایش باد وباران بوده اند دلالت برآن دارد. ازاین ناحیه، قلعه بررودخانه خروشان مشرف است.تهیه آب برای شستشو ی لباس وظرف واستحمام وغیره ازاین نقطه باانتقال دستی آن به داخل قلعه متصورمی باشد.ییلاق "مدن علی" بهترین شرایطرا درداخل سایت برای چرای احشام وتامین غذای سپاهیان فراهم آورده است. ازسمت روستای توپراق لی موانع طبیعی وحشتناکی همانند صخره های تیز وهولناک ،حصاردفاعی  مستحکمی برای قلعه نشینان تدارک دیده است که امکان هرگونه عبور بیگانه ای راباز می ستاند. قسمت ارگ درجنوب شرقی اسماعیل کندی ازدامنه خویش 300مترارتفاع دارد. بیش از 30سال پیش متاسفانه گنجینه عظیم تاریخی این مکان دریک حفاری غیرمجاز وطی سه روز حمل اشیای عتیقه قاچاق شد. درچهارجهت ارگ ، آثار قلعه های دیگری به چشم می خورد که روی هم رفته یک چیز را روشن می سازند:" قلاع نظامی مستحکم واستوار این سایت ، قرارگاه فرماندهی ومحل نگهداری اسناد وخزاین بوده است."نیمه اول هزاره اول قبل از میلاد قدمت قلعه است . البته آثاری از قرون 6و7هجری قمری نیز دراین محوطه خودنمایی کرده اند. قلعه حووض لی به شماره 16364درتاریخ24/8/85درفهرست آثار ملی ثبت گردید.

آبراهه ها، حوضچه هاوپله ها

علاوه برمنافذی که دربدنه سنگها ایجاد شده اند آبراهه ها یا نهرآب هایی دیده می شوند که نزولات آسمانی ازبرف وباران گرفته تاتگرگ وحتی شبنم رابه حوضچه های آب هدایت می کنند. سند زیبا وقاطع این سخن : حوضچه کاملا هندسی کنده شده بربدنه سنگی کوه آنهم درلبه پرتگاه درفضای ارگ می باشد. . عمق این حوضچه سنگی 3متر وابعادش 5/2*2متراست. 12پله کنده شده برگرده ماهی بدنه سنگی کوه که به حوضچه می رسد دردوجهت تعبیه شده است: غربی وشمالی. این پله ها به سطح فوقانی صخره ختم می شوند که ناوی کنده شده دارد. واضح است که نزول های آسمانی ازاطراف به این ناو هدایت شده وازآنجا به حوضچه ذخیره آب سرازیر می شوند. علاوه بروجود آبشارها که درفصول بارانی تنوع خاصی به محوطه باستانی حووض لی می دهد چشمه های آب نیز برامنیت قلعه می افزاید تاقلعه نشینان از آنها سیراب گردند.

تصاویر روی صخره ها

نگارنده حدود ده سال پیش درحین کوهپیمایی درمسیر خانقاه – اینچه کندی سنگ افراشت های متعددی درفاصله کوتاهی از جاده ملاحظه کرده بودم. دراین سنگ افراشت ها ، تصاویری زیادی باظرافت های خاص، حجاری  شده بودند که به مفاهیمی همانند سحر وجنگ پرداخته بودند . صدافسوس که چند سال پیش مصالح فروشان ساختمانی این سنگ افراشت راشکسته وتوسط کامیون ها  به شهرانتقال داده اند تادرپی ساختمانها به کارگرفته شوند. برخی تصاویر نقش بسته برروی صخره ها چنین بودند:

 

 

شایان ذکراست که درسال 1381 درشمال شرق شهرستان هریس( منطقه ای که صحبت ازآن شد) معادن عظیم مس درحد ذخایر مس سونگون ورزقان کشف شد که عیار 4/8درصددارند که این عیار درحد استانداردهای جهانی است.9/8/86

 

قلعه لاری تپه                           محرم فرزانه

معرفی

قلعه لر دهی ازمواضع خان شرقی بخش خواجه شهرستان هریس با وضع طبیعی جلگه ای وکوهستانی است .35خانوار با100نفرجمعیت دارد. محدوداست ازشمال به روستای " استیار" ازغرب به "نهند" و"تازه کند" ، ازشرق به شهرک پایین وازجنوب به روستای "گوورچین" . راه قلعه لرازطریق تبریز به شرح زیر می باشد: 1) تبریز –جاده "پایان" ، ونیار تاسه راهی نهند . که ما این مسیر را به دلیل صعب العبور بودن گردنه پایان وموقتی بودن آن به دلیل بهره برداری ازسدشهید مدنی درآینده نزدیک توصییه نمی کنیم. 2) تبریز تاشهرخواجه 24کیلومتر. خواجه تاسه راهی نهند11کیلومتر. سه راهی نهند تاتازه کند نهند 10کیلومتر. تا این روستا جاده آسفالته است . اما ازاین آبادی درسمت چپ راهی خاکی با5/3کیلومتر به نهند منتهی میشود وازکنارسد نهند ودرسمت راست راهی ازنوع مالرو مسافر رابعداز 8کیلومتر به روستای "قلعه لر" می رساند.

علت نامگذاری

"لار" larولرlarدرزبان آذری پیوندهای جمع هستند. قالا، اسمی است که صایت  آخرین آن چون زبراست با لار وقلعه ، چون صایت آخرینش نرم می باشد پس با لر جمع بسته می شود. قالابه ترکی وقلعه به عربی ازموقعیت تاریخی ونظامی آن حکایت می کند.وچون نام روستای موردبحث پیوند جمع گرفته است وجود دژهای دیگری دراطراف را به ثبوت می رساند . درشرق قلعه لر تپه ای باستانی است به نام "لاری". که مدتهاست ازباب اطلاق کل برجز قلعه قلعه لر معروفیت محلی دارد.

 

 

شرح اثر

وظیفه دیده بانی ودفاع ازاین قلعه نظامی برعهده کوههای مرتفع شمال ( اوچ قارداش = قره قوش) وجنوب (دوولقا=قوزیی) بوده است. اطاق هایش از سنگ لاشه وملاط گچ وآهک بنا نهاده شده اند. قطعات شکسته سفال هایی مربوط به قبل ,وبعد ازاسلام درمحوطه مربوطه پراکنده اند. یکی از قدیمی ترین خمره های باستانی باچهارردیف حاشیه به خط زیگزاگ (خطوط کنگره دار) با مثلث های کامل   توسط روستاییان ازدرون یکی ازاطاق ها سالها پیش بیرون آورده شده است . یکی ازاشخاص به محض برداشتن سرپوش آن براثر بخارات سمی موجود دردرون خمره از پای درآمده وبعد ازمدتی جان خودرا ازدست می دهد. باکمال تاسف این خمره بعدازخالی گشتن ازمحتویات ، به عنوان کندوی غلات به کارگرفته می شود ودریک روز پربرف زمستان براثر سرما ویخ زدگی ترک برداشته ومی شکند. چنان چه واضح است دیواره های اطاقها بربدنه سنگی بنا نهاده شده اند . نفوذ برقلعه ازیال غربی امکان پذیر است دیواره بلند صخره ای شمال وشرق بابدنه دیواره مانند سنگی راه نفوذ رابسته است وازجنوب ، دیواره اطاق ها امکان دستیابی راسلب می کند. قلعه بانان می توانسته اند بدون ایجاد خندق ازکمربند رودخانه ای حاشیه شمالی وشرقی قلعه باذخیره کردن آبهای سماوی ، خندقی طبیعی به وجود آورندونیروهای مهاجم رازمین گیرسازند. این خصوصیات خیال  قلعه بانان وقلعه داران راازشمال وشرق وغرب راحت ساخته وازغرب برج های دیده بانی کار ورود وخروج وحفاظت رابرعهده داشته اند. آبگیرهای مستطیلی شکل باابعاد مختلف که فعلا ازدیده پنهان شده اند وبه سختی درک می شوند در محوطه وجود داشته اند.18/08/86

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 9:18  توسط moharramfarzaneh | 

راز زيگورات چغازنبيل

محرم فرزانه

Farzanehheriz.blog fa.comوبلاگ

mfarzanehheriz@yahoo.comايميل

كمتراز40 دقيقه رانندگي به طرف جنوب شرقي شهرشوش؛ مسافررابه يكي ازاعجاب انگيزترين آثارباستاني وبارزترين وبزرگترين اثرآجري مي رساند . شناخت چغازنبيل درگشودن گره هاي تاريخي بسيارموثراست.

زيگورات  يعني چه؟

دركتاب « بين النهرين» تاليف جولين ريد باترجمه آذربصيرصفحه56مي خوانيم:" زيگورات [ = ذيقورات] ، شكل انگليسي شده واژه « زيگوراتو» است كه تمدن هاي بابل وآشوربراي ناميدن معبد يا معابدي به كارمي بردند كه به شكل هرمي پلكاني به سمت بالا ساخته مي شدند . اين ساختمان ها اولين باردرحدود 2200ق م . درجنوب بين النهرين ساخته شدند وتا 550 ق م . درنواحي شمالي توسط آشوري ها ساخته مي شد. سه نظريه درمورد علت ساخت زيگورات ها وجوددارد : يكي ازآنها نقش زيگورات است به عنوان نوعي سيلو كه به خاطر مصون ماندن رستني ها ازسيل هاي مخرب بهاري، آن ها رادربالاي اين ساختمان هاي مرتفع نگاهداري وخشك مي كردند . نظريه ديگر، زيگورات ها را نوعي كوه مصنوعي معرفي مي كند كه به عنوان زيستگاه مردمان ساخته مي شده است، چراكه سومري ها دراصل بركوه ها ونواحي مرتفع زندگي مي كردند . نظريه سوم ، زيگورات رانردباني به سوي آسمان مي داند كه عبادت كننده راهرچه بيشتربه خدايانش درآسمان نزديك مي كرده است."

شايان ذكراست نامبرده؛ پلكان زيگورات چغازنبيل رابرخلاف عرف زيگورات ها ازآنجا كه داخلي است نه خارجي؛ جزو ويژ ه گي هاي منحصربه فرد دانسته است  (ر.ك: همان ص 116).

اين نكته رابايد درنظر داشت كه ازبرداشت هاي عام گرا هرچقدرفاصله گرفته شود محتويات كتاب سيرتحول وتطور درسمبل ها دست يافتني مي گردند . بدين طريق مي شود تصور روشني از تطوروتحول  انسانها به دست آورد.زيگورات آن حجم وگستردگي رادارد كه بتوان از خلال آن اطلاعات بسياري كسب كرد. تلخيصي ازتفصيل مطلب « فرهنگ نمادها» اثر نويسندگان: " ژان شواليه " و " آلن گربران" باترجمه وتحقيق سودابه فضايلي جلد 3 صفحه 493 را به مناسبت دراينجا نقل مي كنيم: " ساختماني بين النهريني ، كه برج بابل باالهام ازاين نوع ساختمان ساخته شد. به تبع سنت بابلي ، به زيگورات ارزش نمادين نربان داده شد: اين برج عظيم براي تسهيل فرودخدايان به زمين وصعود انسانها به آسمان بود. زيگورات ها نشانه ي تلاش غريب انسان براي نزديك شدن به خداوند بود.نمادگرايي زيگورات بين النهريني مشابه نمادگرايي كوه كيهاني ، ونمادگرايي معابدي كه به شكل كوه ساخته شده بودند ، ازجمله معابد بوروبودور و آنگكوربود ودرنتيجه بانماد گرايي مركز جهان برابربود. دروني ترين نماد زيگورات ، تزكيه وتصفيه ي تدريجي روح است تابه آخرين مرحله ي روحي كه نورناب وخالص است برسد."

احداث معبد چغازنبيل

درسده سيزدهم پيش ازميلاد يعني حدود 3300 سال پيش اونتاش گال ‌(untash gal) پادشاه ايلام (= عيلام) معبد چغازنبيل رااحداث كرد تا محل نگهداري تنديس هاي خدايان باشد ومراسم هاي مذهبي درآنجا برگزار شود از مهمترين خداي معبد : « انشوشيناك » يعني خداي محافظ شهر رامي توان ذكركرد.

مختصات

چغازنبيل ابعاد 105*105متردارد . بنايي 5طبقه بوده باارتفاع 53 متركه فعلا 2طبقه ازآن باقي مانده است . هفت دروازه ارتباط اين محوطه مقدس راباجهات مختلف برقرارمي كند ودرميانه شهر« دور اونتاش » (dur untash) قد برافراشته است . نشانه هايي دردست است كه درشمال غربي حصاردورتادور اين برج مقدس، معبد كوچكي براي خدايان ايلامي « كريريشا» ، «ايشني كََرب» ، و« هومبان» بنا شده بوده و23 خداي ديگردرنيايشگاه هاي  ديگر چغازنبيل مورد پرستش قرارمي گرفته اند.

اضلاع معبد اصلي ، به طرف جهات چهارگانه ( شمال وجنوب و غرب وشرق ) چونان مربعي كامل استوارايستاده وميليون ها آجرارزنده سنتي درآن به كاررفته اند . درفاصله هرده رج آجر، به  يك رج آجركتيبه دارمي رسيم .  شهر دور اونتاش سه حصار خشتي تودرتو وهم كانون دارد: حصار خارجي ؛ حصارمياني وحصارخود زيگورات.

معماري ايلامي

« در زيگورات  چغازنبيل از1250 پيش ازميلاد ، مي توان كاربرد كاشي راديد . دراين ساختمان ، ازاره ديوارها راباكاشي آبي آمود [آراستن ، آميختن ، ترصيع] كرده اند . چون هنگام رفت وآمد مردم ، برخورد به پاي ديواربيشتربوده است. وچون خشت دربرابر باران آسيب مي ديده ، نماي ساختمان رابا آجر پوشاند ه اند ( معماري ايران – بناهاي سنتي ، حسين فرخ يار ، انتشارات بهمن آرا ، چاپ دوم بهار87 صفحه 26).

آجرهاي كتيبه دارزيگورات چغازنبيل ولوح حمورابي يا لوح نخستين قانون مدون بشر؛ راشايد بتوان حيرت آورترين يادگارايلامي ها به حساب آورد ولي همه اينها ؛همه ارزش يافته هاي باستان شناسي اين محوطه باقيمانده ازتمدن ايلامي نمي تواند باشد وازاين روست كه هربيننده وخواننده اي را درانتظارگفتني هاي ديگري مي گذارد!...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 7:46  توسط moharramfarzaneh |